محمد مهدى ملايرى

205

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بيشتر و بهتر آن ، تا آن حد كه نتوان آن را ناديده انگاشت ، در گرو پيشرفت تحقيقات در اين زمينه‌ها است ، و چون در نخستين گفتار اين كتاب دربارهء اثر ايرانيان و فرهنگ ايرانى در زبان و ادب عربى در دوران اسلامى تا پيش از عبّاسيان ، و مطالعاتى كه تاكنون در اين زمينه‌ها شده است ، كم‌وبيش مطالبى گفته شده ، در اينجا تجديد مطلع نمىشود . در اينجا تنها سخن از اثر ايرانيان و فرهنگ ايرانى در زبان و ادب جاهلى عرب و دوران صدر اسلام است كه حيره و انبار از عوامل مؤثّر آن بوده‌اند ، و بدين‌سبب اين مبحث در پى گفتارى مطرح مىگردد كه دربارهء پيوستگيهاى اين دو شهر با دربار ساسانى گذشت و در آن به راههائى اشاره مىشود كه آثار فرهنگ و تمدّن ايران از آن راهها به درون جامعهء اعراب جاهلى راه يافته و در مطالعات مشترك فارسى - عربى در دوران جاهلى و صدر اسلام مىتوان از آنها بهره جست . حيره و انبار و خط و كتابت عربى مطالبى كه در روايات عربى دربارهء آغاز خط و كتابت عربى و ربط آن به حيره و انبار آمده ازآن‌رو قابل تأمّل مىنمايد كه خط و كتابت مهم‌ترين ركن فرهنگ و تمدّن است . ناگفته نماند كه مراد از آغاز خط و كتابت در عربى شيوع خط و سواد در ميان عربها است ، نه پيدايش خط عربى ، كه آن از مباحث زبان‌شناسى و خطشناسى است و خود داستانى جداگانه دارد . در اين روايات آمده است كه نخستين كسى كه به عربى چيزى نوشت مردى بود بنام مرامر بن مرّة از مردم انبار ، و از انبار كتابت عربى به جاهاى ديگر گسترش يافت . اين مطلب از اصمعى كه از علماى بنام لغت عربى است روايت شده ، و روايت ديگرى هم از او در همين زمينه آمده كه بدين‌مضمون است : « از قريش پرسيدند شما كتابت را از كجا آموختيد ؟ گفتند از حيره ، و از مردم حيره پرسيدند شما كتابت را از كجا آموختيد ؟ گفتند از انبار . اين روايت را ابن رسته در كتاب الاعلاق النفيسه آورده است « 1 » . بيهقى نيز در كتاب المحاسن و المساوى همين

--> ( 1 ) - ابن رسته ، الاعلاق النفيسه ، چاپ بريل ، ص 191 .